تبليغاتX
www.baroonkhasteh.blogfa.com
بارون خسته میباره از آسمون
سلام  وبلاگ جدیددیگم با آدرس http://goni2goni.blogfa.com/

حتما بیایین

آقای سالمی اگه اومدی اینجا یه سری بزنی حتما به وبلاگ جدیدم بیا

تو مغان اینفو نظر دادم نشد انگار اشکال پیدا کرده

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/05/07ساعت 13:31  توسط baroon | 

   اگر در اولين قدم، موفقيت نصيب ما مي شد، سعي و عمل ديگر معني نداشت. موريس مترلينگ

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/01/27ساعت 15:30  توسط baroon | 

 

 با كه گويم

 

بــــا كــــــه گويم غم ديوانگى خود، جز يار؟        از كه جويم ره ميخــانه، به غير از دلدار؟

سرّ عشق است كه جز دوست نداند ديگر         مــى‏نگنجد غم هجـــران وى، اندر گفتار

نــــو بهـــــــار است، درِ ميكـده را بگشاييد         نتـــــوان بست در مـــيكده در فصل بهار

بــــاده آريد در اين فصل، بـــــه ياد سـاقى         نســـــزد رفت به گلــزار بدين حال خمار

خَم زلفـــــــى بگشا، اى صنم باده فروش         حـــاجت اين دل غمگين به سر زلف برآر

روز ميلادِ مهين عاشــــق يار است، امروز          مـــــــددى كن، سر خُم را بگشا بر ابرار

حالتــــــــى رفت ز ديدار رُخش بر مستان         مى‏نگويم به كسى، جز صنم باده گسار

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/01/27ساعت 15:26  توسط baroon | 

سر پس کوچه عشق ...

 

سر پس کوجه عشق، منتظر ماندم و تنها، تا که شاید گذری کردی و چشمی بنهی

یا که یک بار دگر، دست به دستم بدهی

یا فقط گوشه چشمی به تمنای نگاهم بنهی

بنگری همچون طبیبی ، بدهی بوسه شیرین سلام و بکنی مست مرا در دو جهان ،

پشت پا بزنی بر همه کارو دست پر مهر مرا زود بگیری و نگاهی بکنی بر دل راه و

پا نهی بر قدمی محکم و ثابت به خطرگاه خیال و

بزنی تکیه بر سلطان مرام و

 بکشی خط سیه بر دل آنان که تو را از من ، به ریا ، از سر حسرت

ز تو و کوچه پر عشق و  در خانه پر مهرو تمام همه چیزم بربودند ، که

من اکنون سر پس کوچه عشق منتظر ، عاشق عشقم ، بنشستم ،

بنگرم ، فکرو خیالی بکنم تا به در آئی.....

لابه لای یاسها

 

 

 

 

ای دارنده اسم اعظم ! اسم زیبایت به فراز و نشیب های زندگی

سادگی می دهد و چون ستارهای بر فراز آسمان دلها می درخشد.

نام تو مانند نسیمی است که هر لحظه از لا به لای شاخه های یاس

 می گذرد و لطافت را باقی می گذارد  و من به اندازه عظمت اسمت عاشق توام......

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/11/02ساعت 11:16  توسط baroon | 

چقدر خوبه که ما یه لحظه به خودمون بیاییم ببینیم که چی هستیم ، کی هستیم ، از کجا اومدیم ، برای چی اومدیم ، چه کارهایی رو باید بکنیم ، چه کارهایی رو نباید بکنیم، و به کجا باید باز گردیم

گذرنامه انسان

نام :انسان

نام خانوادگی : آدمیزاد

نام پدر : آدم

نام مادر : حوا

لقب : اشرف مخلوقات

ماموریت :خلیفه الهی

ساکن :منظومه شمسی ، سیاره زمین

نژاد : خاکی ، آری نژاد همه ما خاکی ست

مبدا : سرآچه دنیا

مقصد : سرای آخرت

ساعت پرواز نامعلوم "هر ان"

مکان پرواز : نا معلوم " هر کجا "

کد پرواز :انا لله و انا الیه راجعون

شماره پرواز:لا اله الا الله

بار مجاز:اعمال صالح به هر اندازه و حجم

بار غیر مجاز:مادیات دنیا

آثار به جا مانده بعد پروازعمل نیکو و اولاد صالح و ...

توصیه های دنیوی:اجرای دقیق آموخته های کتاب ، سنت و عترت پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد مصطفی صلوات الله علیه

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/04/16ساعت 11:54  توسط baroon | 


 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/04/14ساعت 13:21  توسط baroon | 

خدایا

مگذار دعا کنم

که مرا از دشواریها و خطرهای زندگی

مصون داری

بلکه دعا میکنم تا در رویارویی با آنها

بی باک و شجاع باشم

مگذار از تو بخواهم که مرا تسکین دهی

بلکه توان چیرگی بر آن را به من ببخش

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/04/12ساعت 19:10  توسط baroon | 

   

« میدان مغناطیسی بدن انسان و نماز»

هارولدبور از دانشگاه ييل براي اولين بار با انجام يك آزمايش ساده، به وجود ميدان مغناطيسي در اطراف موجود زنده پي برد.او با توجه به يك مولد الكتريكي كه در آهنربا در داخل سيم پيچ دوران مي کند و جريان توليد ميكند، سمندري را در يك ظرف آب نمك قرار داد و ظرف را به دور سمندر چرخاند. الكترودهايي كه در اين ظرف وجود داشتند و به يك گالوانومتر حساس متصل شده بودند، يك جريان متناوب را نشان مي دادند. زماني كه بور اين آزمايش را بدون سمندر انجام داد،گالوانومتر هيچ جرياني را نشان نداد. اين بدان معنا بود كه در اطراف موجود زنده ميداني وجود دارد كه خاصيت مغناطيسي هم دارد. بور اين وسيله را بر روي دانشجويان داوطلب خود امتحان كرد و مشاهده نمود كه اين ميدان در بدن انسان هم وجود دارد وكاملا تابع رويدادهاي اساسي زيست شناختي بدن است. او اين ميدان را حياتي ناميد چون هرگاه حيات از بين برود،ميدان حیاتي هم از بين ميرود. به گونه هاي كه يك سمندر مرده كه در دستگاه بود هيچ پتانسيلي به وجود نمي آورد.

 

 «تشكيل ميدان مغناطيسي بدن»

در بدن ما ميليونها عصب وجود دارد كه كار انتقال پيام در بدن ما بوسيله تحريك الكتريكي اين عصبها صورت مي گيرد. در اثر شارش بار در اطراف آنها در بدن ما يك ميدان تشكيل مي شود و ميدان بدن ما در اثر فعاليت همزمان ميليونها عصب به وجود مي آيد.

 

  «امواج مغزي»

دستگاه موج نگار مغز چهار نوع منحني از امواج مغزي را ارائه ميدهند كه عبارتند از: آْلفا، بتا، دلتا و تتا. ريتمهاي دلتا كندترين امواج مغزي با تناوب از 1تا3 دور در ثانيه بوده و اغلب در خواب عميق ظاهر مي شوند. به نظر ميرسد كه ريتمهاي تتا كه داراي تناوب 4تا7دور درثانيه مي باشند به خلق و خوي بستگي داشته باشد. ريتمهاي آلفا از 8تا 12 دور در ثانيه، در اوقات تفكر، تامل آزاد رخ داده و در صورت تمركز حواس و توجه قطع مي شوند و بالاخره ريتمهاي بتا با تناوب 13الي22 دور در ثانيه،ظاهرا منحصر به نواحي جلوئي مغز، يعني جايي كه فعاليتهاي پيچيده مغزي رخ مي دهد مي باشند. امواج آلفا امواج بسيار مهمي هستند كه بوسيله هانسبرگر آلماني كشف شدند و به گفته وي با نوعي هوشياري و خوداگاهي معطوف به درون ظاهر مي شوند تغييرات فيزيولوژي مهمي در بدن ايجاد مي كنند مثل تمركز و يادگيري.

 

«نماز و امواج مغزي»

با دفع بارهاي زائد بدن در وضو امواج مغزي در ايده الترين حالت قرار مي گيرند. علاوه بر آن حالت تمركزي كه در هنگام نماز در انسان به وجود مي آيد، تشعشع امواج آلفا را به اندازه قابل توجهي بالا مي برد و توانايي مغز را در توليد اين امواج بالا مي برد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/12/26ساعت 19:30  توسط baroon | 
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/12/14ساعت 18:53  توسط baroon | 
 

این عضو حیاتی
اگه مثل کلنگه
مثل لوله تفنگه
با خوشگلي‌ت مي‌جنگه
طبيعيه، قشنگه
نگو که اين يه درده
دماغ عمل نکرده
اگر که مثل فيله
و يا از اين قبيله
روي نوکش زيگيله 
غصه نخور، اصيله 
هي نرو پشت پرده
دماغ عمل نکرده
يکي مي‌گه درازه
خيلي ولنگ و وازه
يکي مي‌گه ترازه
غصه نخور که نازه
ببين خدا چه کرده
دماغ عمل نکرده
دماغ نگو جواهر
سوژه‌ي شعر شاعر
طويل في‌المظاهر
پديده‌ي معاصر
آهاي تخم دو زرده
دماغ عمل نکرده
با اون دماغ هميشه
عکس تو پشت شيشه
تو سينما چي مي‌شه
شکستن کليشه
کاشکي بري رو پرده
دماغ عمل نکرده
کم باباتو کچل کن
يا خودتو مچل کن
کي بت مي‌گه عمل کن
قصيده رو غزل کن
مي‌شي له و لورده
دماغ عمل نکرده
چه‌قد دماغ دماغ شد
قافيه‌مون چلاق شد
هي، يکي- چل کلاغ شد
تصنيف کوچه باغ شد
بره که برنگرده
دماغ عمل نکرده!

 
+ نوشته شده در  شنبه 1386/11/27ساعت 19:26  توسط baroon |